این روزا و در اصل این شبا هر جا که باشی یه جورایی از جام جهانی یه حرفی می شه، و من امسال اولین تجربه های فوتبال دیدن رو با جام جهانی 2010 دارم تجربه می کنم! همدم عاشق فوتبال ِ !!! اولین باری که به خاطر من بازی تیم محبوبش رو ندید به اندازه ی خودش متوجه نبودم چقدر مهم شدم تو زندگیش!
اما کم کم دارم درک می کنم که واقعاً از فوتبال لذت می بره…و منم در کمال تعجب به خاطر همدم از تماشا کردن فوتبال لذت می برم!!! البته چون واقعاً از فوتبال متنفر بودم هنوز نمی تونم 90 دقیقه رو کامل نگاه کنم، زود خسته میشم! اما خوب همون تایمی که نگاه می کنم با هیجان خاصی دنبال می کنم…
همه ی این مقدمه رو گفتم تا حرف اصلی ام رو بزنم، اینکه با همين چند بار ديدن بازي ها احساس می کنم فوتبال خیلی شبیه زندگی ِ ماست!
اینکه چقدر این شباهت وجود داره مهم نیست مهم اینه در نگاه کلی خیلی از ما روزایی رو زندگی نمی کنیم بلکه یه جورایی فوتبال بازی می کنیم! و شاید نه تنها یه روزایی که تمام زندگی و تمام شاخه های زندگی مون رو!
فوتبال بازی می کنیم چون نگاه نمی کنیم که کی هستیم که اومدیم توی زمین، بلکه تمام چشممون دنبال توپیه که داره جابجا می شه که الان توپ تو زمین کیه، که کِی گل میشه!! تازه اگه خیلی روشن فکر باشیم یه کم نگران منطقه جریمه و حد و مرزها هستیم اگه نه بی مهابا به فکر دویدن و به دست آوردن توپیم!
حتی اونقدر با هوش نیستیم که فکر کنیم خیلی های دیگه توی این زمین دنبال این توپن! و همه ی ما آخر بازی توپ رو توی زمین می زاریم و میریم!
گاهی این توپ شغل و تحصیل و جایگاه اجتماعی ماست، گاهی و متأسفانه اغلب این توپ غرور و لجبازی و خصلت های بی جا و بی موردی ِ که توی روابطمون، توی خانواده، توی عشقمون گسترش دادیم.
نمی خوام منفی به قضیه نگاه کنم، که فوتبال خوب نیست! اگه ما زندگی مون رو با زمین بازی اشتباه بگیریم خوب نيست!! اگه همسرمون، همدممون بشه رقیب ِ ما! اگه همکارمون هم کلاسی مون بشه تیم مقابل! اگه آدم های اطرافمون زمین بخورن و ما بی هیچ حساسیتی و بدتر از همه با احساس رضایت!! به راهمون ادامه بدیم و همه ی دغدغه ی بودنمون رسیدن به توپ هایی باشه که نداریم!
نمی دونم چقدر از حرفهام درسته اما چقدر خوبه که توي زندگی بعضی وقت ها کنار زمین بشینیم، دست هم رو بگیریم و به طرف مقابل، به خودمون اطمینان بدیم که حتی اگه هیچ گلی زده نشد، این ما هستیم که اهمیت داریم!
بودن، عشق، رهایی، احساس خوشبختي… سرمایه هایی ِ که با هیچ دویدنی، با هیچ تاکتیکی به دست نمی یاد…



