فصل آغاز-روز بیست و چهارم

بیان دیدگاه

دیشب با آتش دل به بازی چهارشنبه رفتیم

امروز از دود اسفند چشم نمی توانیم گشود

چه اسفندها گذشت تا فصل بودن آغاز شود

زمزمه های با تو بودن

بیان دیدگاه

خونه ی مجازی آقا و خانم همدم، دفترچه یادداشتی بود از باهم بودن ما دوتا، این روزها من و همدم به کنارهم بودنمون داریم نزدیک میشیم، می خواستم که فضای تازه ای رو برای زندگی حقیقی مون در نظر بگیرم اما با همدم تصمیم گرفتیم یه کم در و دیوار خونه ی همدمانه رو تغییر بدیم و همینجا ادامه ی با هم بودنمون رو به ثبت برسونیم. ماجراها و روزهای پر جنب و جوشی در پیش داریم که احساس می کنم اینجا می تونم کلی حرف نگفته با همدم بگم و خودم رو با نوشتن آماده و آروم کنم برای روزهایی که در پیش داریم…

خدای مهربون هم مثل همیشه تنهامون نمیذاره، مطمئنم…

پ.ن: خیلی وقته که مثل قبل نتونستم اینجا حضور داشته باشم، شاید واسه پارادوکس مجاز و حقیقت باشه، نمی دونم، شاید واسه اینکه همه ی مخاطب های خونمون فکر می کردند من و همدم واقعاً کنار همیم، یا به عشقمون غبطه خوردند یا از عکس ها و حرف ها شاکی شدند، و من بین تضادهایی گیر کرده بودم و نمی تونستم از بودنی که نبود بنویسم، قصه ی من و همدم عجیب و درعین حال ساده است، از همدمی عذر می خوام واسه نبودنم. تا همیشه دوستت دارم خیال ِ واقعی ِ من…

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.