دردسرهای خاله زنکی!

۱ دیدگاه

تا چندی دیگر خواهری مان بعد از چندین سال زندگی مشترک در بلاد کفر قصد اقامت در دیار خودمان را دارند و مادری مان در تکاپوی تهیه ی پدیده ی جهیزیه می باشند. امروز عزیزی لیستی تهیه کرد برای آرامش خاطر دوستان و از قلم نیافتادن سلسله ی ریز و درشت زندگی. بحث های همیشه فلسفی من با مادری مان برای وسایل خودم و دچار بودن من و این قبیل لیست ها در آینده ای نزدیک بر آن شد تا کمی دور هم بخندیم و موضعم را در چینش منزل به همسری ام بار دیگر نشان دهم.

بر این عقیده ام که اولاً هیچ ضرورتی ندارد وسیله ای درون خانه ام نگاه دارم که تا تولد نوه ی فرزند سومم هم به سراغش نخواهم رفت، ثانیا ً گاهی لذت دارد که در اوج تلاش برای تهیه ی دسر مورد علاقه ام ظرف قورباغه ای شکل جنس سیلیکون را کم بیاورم و فریاد بزنم همدم جان به سه ثانیه از اولین مارکت محله مان تهیه کند و یا درون یکی از پالت های نقاشی ام درست کنم و کلی خلاقیت به خرج دهم! و ثالثاً و از همه مهم تر آنکه اصلاً لذتی غریب است وقتی در هیاهوی خاله زنک بازی های اطرافیان عروس خاله ی همسایه ی قدیم زن عمو جان ناکام از کشوهای آشپزخانه ام برگردد که من سیخ کباب را در طومار جهیزیه ام کم داشته ام! و از همه ی این لذت های دوست داشتنی که بگذریم، نگاه مینیمالیستی من و همدم در چیدمان فضای اطرافمان اجازه ی تهیه ی لوازم زندگی بر اساس چنین طومارهایی را نمی دهد. در هر حال هنوز فرصت زیادی دارم برای نوشتن لیستی برای خونه ی حقیقی ِ همدم که از ریز و درشت هایی ست فقط برای ما دوتا؛ نسخه ای مخصوص خودمان و بی شک مثل همه ی روزهای با هم بودنمان پر از حرف و بحث برای محافل خاله زنکی!

دنبال چه هستی در تار و پود عاشقی مان؟

بیان دیدگاه

بی مقدمه بگم یا برم سر اصل مطلب؟ از همون اول که با همدم برای روزانه ها و عاشقانه هامون بلاگ نویسی رو شروع کردیم زیاد توی گیر و بند مخاطب نبودیم، توی آمار و ارقام اون هایی که میان و میرن، اما خب هروقت می خوام شروع به نوشتن کنم یه سری به اون هایی که اینجا آمد و شد دارن می زنم و چیزی که خیلی وقتها باعث تعجب و گاهی تأسفم میشه بخش برترین جستجوهای بلاگمونه، یعنی واقعاً شماهایی که میاین و میرین دنبال چی هستین؟ اصولاً نظر مثبتی دارم به وردپرسی ها، محیط های دیگه ی بلاگ نویسی حال و هوای دیگه ای دارن که زیاد نمی پسندم و آقای همدم نیز همین طور.

بگذریم، با همه ی رهایی و آزادی که توی عاشقی مون داریم و با همه ی قید هایی که اسیرش نیستیم، اما این چیزهایی که جستجو می کنین رو توی گوگل یه سرچ در مورد مسائل جنسی بزنین کلی چیزی دستگیرتون می شه که وقتتون هم کمتر هدر میشه!

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد؟

بیان دیدگاه

آدم را ساختی و تنهایی اش را دیدی، برایش همدمش را از پهلوی چپش آفریدی و عشق آفریدی و بودن، تا باشد و باشد آدم و حوا و آدم ها و حواها… در تکاپوی بودن و باهم بودن و تجربه ی یکی شدن دو جسم، میوه ی ممنوعه دلهره ی همه ی آدم ها و همدم ها شد، نه آن دو که رانده شدند از خوردن میوه ای که ممنوعه بود، که همه ی همدم ها و بودن ها و یکی شدن ها تا ابد شرم میوه ی ممنوعه و رانده شدن را به دوش می کشند، که شرم ساخته اند از یکی شدن، از لذت عشق بازی و رهایی، که نهان کرده اند عشق ها را، تو را، زندگی را… بی قراری های  غمگینی ست وقتی از شرم رانده شدن، یکی نشوی، از پچ پچ ممنوعه بودن نهان کنی لذت بودن را و دور شوی و دور و دورتر…

سنت و مدرنیته در خواستگاری!

2 دیدگاه

یکی از پتانسیل های ازدواج هایی که دو طرف خودشان نصمیم به باهم بودن می گیرند و کمی از آشنایی های سنتی دختر و پسر به دور است، عنصری ست به اسم سازمخالف! همان طرف اگر در مراسم های سنتی و خواستگاری و پچ پچ های خاله زنکی راه به خانه ی عروس خانم پیدا کند شاید آنقدرها اما و اگر نداشته باشد ها! اما چون مسیرش یه کم بوی ناک است و عمه جان و خواهر همسایه و زن برادر عروس عمو خان دخل و تصرفی در تور کردن دختر و به دام انداختن پسر نداشتند یه کم مسئله شبهه دارد، به هرحال جماعتی بی کار مانده اند دیگر! تعدیل سازی نیرو شده و منابع انسانی به حداقل ممکن رسیده! خب در دهه ی 90 و سال 2011 که شاید سال دیگر کل دنیا نابود شود زیاد هم بعید نیست این تعدیل نیرو! اما برای آدم هایی که مسیر تکنولوژی تأثیری در روند فضول بازی هایشان نداشته این نوع ازدواج ها می شود یک درد قلمبه که برای ساکت کردنش تا موقع نوه و نتیجه عروس و داماد هم چنان گوشزد می کنند که عروس ورپریده ال و داماد بچه پررو بل! بیشتر این گوشزدها هم متأسفانه به عروس برمی گردد به دلایلی که این نوع ِ از بشر حقوق مساوی و فمینیسم را رسماً کشک می داند، و مردسالاری در تور کردن هم قویاً ادامه دارد! من هم این روزها از هر دری فکری سراغم می آید و از مواردی که با خود مرور        می کنم همین آشنایی من و همدم و عواقب خاله زنکی های تعدیل شده است و به هرحال خودم را آماده می کنم که تضاد سنت و مدرنیته مرا دگرگون نکند! گرچه که معتقدم تعامل این دو نتیجه ی جالب و محکمی را در پی دارد و با همدم سعی بر آن داشته ایم تا از هردو بهره بگیریم.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.