هیچی مثل یه آب بازی ِ حسابی تو این گرما نمی چسبه…
همه لحظه های من، با بودنت دوست داشتنی میشه…
دوستت دارم ای همه بودنم…
یادداشت های یک زندگی
ژوئیه 10, 2010
ژوئن 22, 2010
آقای همدم, عشق تابستان بیان دیدگاه
مي شود در هر زماني عاشق شد… در يک صبح بهاري، ظهر تابستاني يا عصر پاييزي… حتي مي شود در سوز و سرماي زمستان هم عاشق شد.
مي شود در يک ظهر داغ تابستاني که با تن داغ و عرق کرده به دنبال خنکي ميگردي… معشوقت را ببوسي و در آغوش هم به دنبال خنکي بگرديد… مي شود در خنکاي عشق، در زير آبشار محبت خيس شوي…
من سالهاست به دنبال يک آغوش، در جستجوي خنکاي عشق ميگردم…
مرا از آبشار عشقت سيراب کن