اشک-روز بیست و ششم

بیان دیدگاه

شاید آن باران…باران نباشد

جایی دور…دریایی به باد داده اند

روز دوم

بیان دیدگاه

خورشید را بگو
دیرتر خراب شود روی سرمان
بگو مجبور نیست
هر صبح گل دهد بر گلدان افق
که ما
عسل لب های کسی را کم داریم برای صبحانه

قلبم-روز اول

بیان دیدگاه

تا تو بشینی قلب من پرواز میکنه…

من و خونه

بیان دیدگاه

چشای مونده به راهو
شب تنهایی ماهو
یه دل بی سرپناهو
من وخونه…

——-

امروز قلبم رفت سفر…

 

پ.ن: شعر از ترانه یادگاری آلبوم جدید سیاوش قمیشی

بهانه ی بودنم…

بیان دیدگاه

ریشه می دواند در تمامی ِ تار و پودم «عزیزم»  گفتن هایت… بی قرار ِ با تو بودنم….

می دانم که دلت تنگ می شود و غمناک، اما بدان، برای تو، برای بودنت… خواهم ماند… شاید معجزه ی عشق، امتحان بردباری را هرچه سخت تر برایم فراهم کند..اما خواهم ماند..برای با تو بودن…

شاید لبخند بزنی و مثل دکتر تعجب کنی که دنبال چه هستم از یک بیماری ساده!

اما می ترسم از روزی که کنارت نباشم…

دوستت دارم تا همیشه؛ همیشگی ترین بهانه ی بودنم…

ورودی‌های پیشین

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.