شاید آن باران…باران نباشد
جایی دور…دریایی به باد داده اند
یادداشت های یک زندگی
مارس 19, 2011
آقای همدم بی قراری ها بیان دیدگاه
شاید آن باران…باران نباشد
جایی دور…دریایی به باد داده اند
فوریه 23, 2011
آقای همدم بی قراری ها, برای تو بیان دیدگاه
خورشید را بگو
دیرتر خراب شود روی سرمان
بگو مجبور نیست
هر صبح گل دهد بر گلدان افق
که ما
عسل لب های کسی را کم داریم برای صبحانه
فوریه 15, 2011
آقای همدم بی قراری ها, شاعرانه ها بیان دیدگاه
چشای مونده به راهو
شب تنهایی ماهو
یه دل بی سرپناهو
من وخونه…
——-
امروز قلبم رفت سفر…
پ.ن: شعر از ترانه یادگاری آلبوم جدید سیاوش قمیشی
نوامبر 8, 2010
خانم همدم, عشق بی قراری ها, برای تو بیان دیدگاه
ریشه می دواند در تمامی ِ تار و پودم «عزیزم» گفتن هایت… بی قرار ِ با تو بودنم….
می دانم که دلت تنگ می شود و غمناک، اما بدان، برای تو، برای بودنت… خواهم ماند… شاید معجزه ی عشق، امتحان بردباری را هرچه سخت تر برایم فراهم کند..اما خواهم ماند..برای با تو بودن…
شاید لبخند بزنی و مثل دکتر تعجب کنی که دنبال چه هستم از یک بیماری ساده!
اما می ترسم از روزی که کنارت نباشم…
دوستت دارم تا همیشه؛ همیشگی ترین بهانه ی بودنم…